شروع رمان
شروع رمان
به دنبال هم
پارت ۳
ذهن دامیان : امکان نداره..باید جلوشو بگیرم..نباید این طوری..تموم..تموم بشه نباید بدو دامیان تو میتونی جلوشو میگیری...
دامیان : داری چه غلطی میکنییییی ( با داد )
* هاناواس از انیا جدا میشه *
هاناواس : فکر میکنی دارم چیکار میکنم؟ دارم عشقمو میبو...
دامیان : خفه شوووووووو ( با داد )
* یه چک میزنه به هاناواس *
دامیان : اهای کله صورتی برو دهنتو آب بکش بدووو ( با داد )
* انیا میره دهنشو آب بکشه *
دامیان : دیگه نبینم به انیا نزدیک شی ها
هاناواس : حَ..ولی..فکر نکن من..کوتاه میام...
* دامیان دیکه رفته بود *
* رفت پیش انیا *
دامیان : کله صورتی باید دهنتو ۲۳ بار آب بکشی اگر نکشی خودم برات انجامش میدام پس بدو و بعدا شاید نیاز به توضیح دادن داشته باشی عام تو..عاشق اون جوجه تیغی؟؟؟
انیا : باشه ولی خوب برای توضیح من از اون متنفرم همش سعی میکنه نزدیک من شه من دوسش ندارم ولی اون..اون من زشتو دوس داری، عا وایسا اون پن زشتو دوست داره ولی هیچ کس دیگه منو دوس نداره باید برم پیشش
دامیان : بشین سر جات کله فندقی
انیا : تو هم شبیه همونایی شبیه همونا..
ذهن دامیان : هوف فعلا قرار نیست بهش حسمو بگم پس باید عادی رفتار کنم آره
دامیان : مثل کیا؟
انیا : مثل تمام آدم های آزمایشگاه اونایی سر مامان و بابام اون بلا رو آورد رو من آزمایش انجام دادن تو هم شبیه همونایی شبیه همونااااااااا
دامیان : نه من فقط...
* انیا دیگه رفته بود *
ذهن دامیان: اکر رفته باشه پیش هاناواس چی؟ نه نه نباید بزارم
* ولی انیا رفته بود سر کلاس😂 *
هندرسون : دیر کردید خانم فورجر
انیا : ببخشید سنسه
* دامیان هم میاد *
هندرسون : شما هم دیر کردید آقای دزموند
دامیان : متاسفم سنسی
واااااااااای بچه ها ایده ندارم ایده بدید نمیدونم چی بزارم برااااااش🥲
به دنبال هم
پارت ۳
ذهن دامیان : امکان نداره..باید جلوشو بگیرم..نباید این طوری..تموم..تموم بشه نباید بدو دامیان تو میتونی جلوشو میگیری...
دامیان : داری چه غلطی میکنییییی ( با داد )
* هاناواس از انیا جدا میشه *
هاناواس : فکر میکنی دارم چیکار میکنم؟ دارم عشقمو میبو...
دامیان : خفه شوووووووو ( با داد )
* یه چک میزنه به هاناواس *
دامیان : اهای کله صورتی برو دهنتو آب بکش بدووو ( با داد )
* انیا میره دهنشو آب بکشه *
دامیان : دیگه نبینم به انیا نزدیک شی ها
هاناواس : حَ..ولی..فکر نکن من..کوتاه میام...
* دامیان دیکه رفته بود *
* رفت پیش انیا *
دامیان : کله صورتی باید دهنتو ۲۳ بار آب بکشی اگر نکشی خودم برات انجامش میدام پس بدو و بعدا شاید نیاز به توضیح دادن داشته باشی عام تو..عاشق اون جوجه تیغی؟؟؟
انیا : باشه ولی خوب برای توضیح من از اون متنفرم همش سعی میکنه نزدیک من شه من دوسش ندارم ولی اون..اون من زشتو دوس داری، عا وایسا اون پن زشتو دوست داره ولی هیچ کس دیگه منو دوس نداره باید برم پیشش
دامیان : بشین سر جات کله فندقی
انیا : تو هم شبیه همونایی شبیه همونا..
ذهن دامیان : هوف فعلا قرار نیست بهش حسمو بگم پس باید عادی رفتار کنم آره
دامیان : مثل کیا؟
انیا : مثل تمام آدم های آزمایشگاه اونایی سر مامان و بابام اون بلا رو آورد رو من آزمایش انجام دادن تو هم شبیه همونایی شبیه همونااااااااا
دامیان : نه من فقط...
* انیا دیگه رفته بود *
ذهن دامیان: اکر رفته باشه پیش هاناواس چی؟ نه نه نباید بزارم
* ولی انیا رفته بود سر کلاس😂 *
هندرسون : دیر کردید خانم فورجر
انیا : ببخشید سنسه
* دامیان هم میاد *
هندرسون : شما هم دیر کردید آقای دزموند
دامیان : متاسفم سنسی
واااااااااای بچه ها ایده ندارم ایده بدید نمیدونم چی بزارم برااااااش🥲
- ۱۵۷
- ۱۶ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط