از بس بدی دیدم به خود گفتم

از بس بدی دیدم به خود گفتم
بایـد کمی "بـَد" را بلـد باشم
من شیرِ پاک از مادرم خوردم
دنیـا مجابم کـرد بـد باشم ...
دیدگاه ها (۱)

امروز هم روز تولد من است ! بیست و نهم فروردین هر سال تکرار ...

دستم را تا جایی که می توانستم دراز کردم

سیزده های در به در شده ام

خیلی ضعیفم جلوش

خسته از سرکار برگشتم خونه . .مشغول خوردن شام بودم که داداشم ...

پارت چهاردهم منو کشوند رو تختشروع کرد به لبامو مکیدن هی ادا...

ویو جونگکوک بعد دندونم و از پوستش کشیدم بیرون و با کنایه گفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط