{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یادمان نیست کجا صحبت بی دردی شد

یادمان نیست کجا صحبت بی دردی شد

اولین بار کجا نوبت نامردی شد

یادمان نیست کجا ازخودمان دور شدیم

یک شبه با کمی اندوخته مغرور شدیم

وسوسه از دل ملعون که دنیا آمد

و هوس با همه ی قدرتش اینجا آمد

اولین بار کجا شرم به انسان خندید

اولین سیب چگونه لب ما را بوسید

یادمان نیست کجا راه خطا پیمودیم

اولین بار کجا بنده ی شیطان بودیم

یادمان نیست کجا کاشف تزویر شدیم

کی در ابلیس خزیدیم و تکثیر شدیم

اولین حرف دروغی که شنیدیم چه بود

آنچه دیدیم و انگار ندیدیم چه بود

در کجا شعله ی نورانی دل پایان یافت

و کجا خصلت ابلیس شدن جریان یافت

در صف سیب و سرابیم چه شد با این دل

همه در پشت نقابیم چه شد با این دل

دوست بودیم همه با همه ی آدم ها

کم نمی کرد صفای دلمان را غم ها

عشق و اخلاص و محبت همه مدفون شده است

عهد و پیمان و رفاقت همه ملعون شده است

بین ما تا به خدا یک پل فانی هم نیست 

اعتقاد و شرف و عشق زبانی هم نیست

کاش پیدا بشود روزنه ای سمت دعا

راهی از توبه ی ماتابه گلستان خدا

کاش کابوس زمستانی شیطان برود

کاش مخلوق خدا باز هم آدم بشود....
دیدگاه ها (۴)

نه ڪــــم آورده ام...نه بریده ام...خسته هم نیستــــــــم...ف...

دلتنگے میکنــــــــــم...ولـــــے حـــــق نـــــدارم بهانہ ب...

سلام که تکرار شود ،"آرامش" ، قطره قطره یکدورت های جان را شست...

ﭘﺴﺖ ﺁﺧﺮاﻣﺸﺒﻢ خدایابه دل نگیر اگرگاهی "زبانم " ازشکرت باز می ...

پارت ۸به محض اینکه ایتاچی پایش را گذاشت توی اتاق، سریع در را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط