{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتم سر قبر مادر بزرگم....

رفتم سر قبر مادر بزرگم....
یکی آمد پیشم نشست و فوت کردن گفتم نه، فردا امتحان ریاضی داره خودشو زده به مردن که نره امتحان بده! ! !
دیدگاه ها (۱۱)

بزرگ شدن آدمها گاهی...بخاطر خطای دیدماست، بعضی هارا خودمان ب...

قلابت را بدون طعمه بینداز....اینجا ماهیانی هستند که از زندگی...

دلتنگیاشکبی وفائیتعریفش دوحرف است (تو )

امشب نه خوابم میبرد و نه ساعتامان ازاین لحظه هاکه بی تومیگذر...

#حکایت_قدیمی "این حکایت مربوط به قبرستان تخت فولاد اصفهان ا...

پارت ۵ویو کوکرفتم سمت رودخونه..هوا خنک بود..آروم لباس هارو م...

ارباب خشن من ۱۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط