{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق اگر کار مرا باز به غوغا بکشد

عشق اگر کار مرا باز به غوغا بکشد
چه هنرها که به لوح من رسوا بکشد
دوستت دارم و این واژه زیبا و عزیز
زود باشد که مرا باز به صحرا بکشد
عشق حسی ست پر از حاشیه های خطرش
گاه در حاشیه ها کار به حاشا بکشد
کاش این بخت به سامان شود و تخت تو را
تا حدود دل این عاشق تنها بکشد
این غزل گفتن بیگاه هم آخر روزی
آتشی سخت به جان و تن شیدا بکشد
دیدگاه ها (۱۴)

فکر می کردم که می پرسی کجایی؟ نیستی؟یا که می پرسی به جز من د...

مهربانم من نباشم؛دل کسی برایت شور نمیزند،چشم کسی برای غم نهف...

اگر تعبیر این دلبستنم تصویر یلدا شدتو را من دوست دارم عاقبت ...

من با تو هستم، با تو که، در ذکر لبهای منیشاید فراموشت شدم ، ...

عقریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط