عشق اگر کار مرا باز به غوغا بکشد

عشق اگر کار مرا باز به غوغا بکشد
چه هنرها که به لوح من رسوا بکشد
دوستت دارم و این واژه زیبا و عزیز
زود باشد که مرا باز به صحرا بکشد
عشق حسی ست پر از حاشیه های خطرش
گاه در حاشیه ها کار به حاشا بکشد
کاش این بخت به سامان شود و تخت تو را
تا حدود دل این عاشق تنها بکشد
این غزل گفتن بیگاه هم آخر روزی
آتشی سخت به جان و تن شیدا بکشد
دیدگاه ها (۱۴)

عشق یک طرفه پارت ۱۱ویو اتتپش قلبم به قدری شدید بود که صدایش ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 5۷جک با دیدن درب نیم...

‍شعر دارد بی محابا باز غوغا می ڪند......واژه‌ها را ماهرانه ب...

با خنده ای بساط غزل را به راه کن!امشب مرا ببوس، ببوس و گناه ...

با خنده ای بساط غزل را به راه کن!امشب مرا ببوس، ببوس و گناه ...

...تو چه بودی که دلم ، با دم تو دریا شدبا نگاهت غم من رفت و ...

چنان در قید مهرت پای بندمکه گویی آهوی سر در کمندمگهی بر درد ...

آمدم قافیه ساز دل مینا بشومتا ببینم گل زیبایی و شیدا بشوم با...

آمدم قافیه ساز دل مینا بشومتا ببینم گل زیبایی و شیدا بشوم با...

آمدم قافیه ساز دل میــــنا بشومتا ببینم گل زیبایی و شیدا بشو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط