می شود دوستم باشی

می شود دوستم باشی

طلوع که سر گرفت

بگویم : روزت زیبا

غصه ام گرفت

بگویی: هستم




دلگیر بودم

بگویی : می شنوم

از رنگهای مشترکمان بگوییم

و تابلو هایی که می شود نقش زد

از نتهایی که می شناسیم

و ترانه هایی که می شود نوشت

می شود دوستم باشی

جاده ی عاشقی

به دو راهی می رسد همیشه

اما خودخواهانه دلم می خواهد باشی

جای همه نداشته هایم ....
دیدگاه ها (۲)

پلان 1 :روزگاری خانه هامان سرد بودبردن نفتِ زمستان درد بودیک...

امروز با غریبه ای که در حال عبور بود برخورد کردم ...اووه! مع...

"توانا بود هرکه دارا بود"ز ثروت دل پیر برنا بود.تهیدست به جا...

پسرعمه:آقای مجری میدونی جهنم پر از آدماییه که شکلاتایی که دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط