{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ¹
زندگی همیشه اونجور که فکرشو میکنی نیست من اتم دنیا هیچوقت به روم لبخند نمیزنه هی خب بزارید بگم تو این عمارت افرادی هستن که باید مث سگ بهشون خدمت کرد درسته خدمتکارم :) خدمتکار شخصی کیم تهیونگ! ولی خب چی به من میماسه؟ خانوادم منو فروختن به این ادم های وحشی خاک تو سر زندگیم و جهنم کردن در روز فقط اجازه دارم یک وعده غذا بخورم شبا باید تو ی لونه موش بکپپم انقدر که کوچیکه :) ولی خب حق اعتراض نداریم تنها خدمتکاری هستم که دخترم! میفهمید چی میگم دیگه؟ خب کیم تهیونگ کیه ها؟ فرزند ارباب بزرگ این عمارت مافیا. بی احساس و سرد و خشن ترین فرد اینجا! تازه یه برادرم داره ولی خب بهتر از کیم هست مهربونه ولی خب به موقع اون روش و نشون میده تنها کسی هستم که با ارباب کیم ( همون تهیونگ ) سر و کله میزنه و لجبازه 🙂 و خب ابابم با اینکه منو کلی تنبیه کرد دید نمیتونه کوتاه اومد شاید براتون عجیب باشه ولی ارباب با من خب یکم بهتره :)
دیدگاه ها (۱)

پارت ² ات ویو از خواب نازم بیدار شدم و لباس خدمتکاریم و پوشی...

جانم؟ خیلی خواستن میکنید پارت بعدن میخواید 😐

لباس ات؟ خب حمایتتون کم شده و این منو ناراحت میکنه 😔

عشق و نفرت_قسمت دوم

^رُمــــآنـــــ^ | [نــِفــرتـــ وَ عِــشــقـــ] ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط