{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای آنکه از دیار من آخر گریختی!

ای آنکه از دیار من آخر گریختی!
چون شد که از تو باز نیامد نشانه‌ای؟
از بعد رفتنت نشناسم جز این دو حال:
رنج زمانه‌ای و گذشت زمانه‌ای ...
در کوره راه زندگی‌ام جای پای تست
پایی که بی گمان نتوانم بدو رسید
پایی که نقش هر قدمش نقش آرزوست
کی می توانم اینکه به هر آرزو رسید
افسوس! ای که عشق من از خاطرت گریخت
چون‌شد که یک‌نظر نفکندی به سوی من؟
می‌خواستم که دوست بدارم تورا هنوز
زیرا به غیر عشق نبود آرزوی من
بیچاره من، بلازده من، بی پناه من
کز ماجرای عشق توام جز بلا نماند
از من گریختی و دلم سخت ناله کرد
که ان آشنا برفت و مرا آشنا نماند ...
دیدگاه ها (۱۳)

مهربانم، همدمم! روح و روانم میشوی؟عمر من!هم‌صحبت من،همزبانم ...

با تو باشم بی نیاز از هـر نیازم خوب منبا همه خوب و بد دنیـا ...

‍ هر روز می روم به مسیری که دیدمتجایی که عاشقانه به جانم خری...

گر نمی مانی ؛ نیا ؛ بیهوده آشـــــوبَم نکنمن به تنهــا بودَ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط