{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از "غصــه هایم"

از "غصــه هایم"

برایش گفتــم.

فکــر کرد؛

"قصــه" اســت
دیدگاه ها (۱)

وقتی کسی تورا می رنجاند...ناراحت نشو!!!چون این قانون طبیعت ا...

همه چیز از یاد رفتنی ست جز" چشمها "

بـــــــــودن و مـــــانـــــدنحــوصله می خــواهــدو مــــ...

پلکهایت فصل جدیدی از زندگی را ورق می زند !سطر اول همیشه این ...

دلم برای دست‌هایی تنگ شدهکه بی‌صدا غصه‌هایم را جمع می‌کردو ب...

هر روز شروع قصہ ایستقصہ امروزتانسرشار از عشق و محبت🌸قصہ زندگ...

هر روز شروع قصہ ایستقصہ امروزتانسرشار از عشق و محبت🌸قصہ زندگ...

قصه گو قصه نگوقصه گو قصه نگوواسه خوابوندن منسعی بیهوده نکنوا...

این داستان کاملا واقعی است . قصه ی تعداد زیادی از فرزندان فر...

شب هایم تاریک از از آن چیزیست که فکر میکنی!...🌚🌌🕰

هشدار صدای بلند

او زخم‌هایم را بوسید‌ ‌ و رنجم را باور کرد.

🏴🚩هرکس پیاده راهیِ این سرزمین استمدیون زهرا و امیرالمومنین...

گاهی جای رحمت میشیم زحمتجای ژست میشیم زشتجای یارمیشیم بارجای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط