{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رقص تند عقربه در ساعت پیر زمان

رقص تند عقربه در ساعت پیر زمان
میزند فریاد، عشقم، اندکی دیگر بمان

روز شد ساعت، و ساعت شد دقیقه، مهربان
شد دقایق‌ثانیه، اینجابهشت‌است بی‌گمان

حلقه زد دستان پر مهرت، به دور گردنم
من در آغوشت، محیا، بهر حتی مردنم

این همه شادی، به لطف عشق تو آمد پدید
پاکتر از عشق ما، عالم به خود هرگز ندید

من تنفس میکنم عشق تو را هر صبح و شام
درکنارت شادمانم، ای نگار خوش خرام

عشق تو آتش فکنده بر دل اندوه و غم
دوستت دارم شده ورد زبانم، دم به دم

بهر عشق پاکمان، دایم خدا را شاکرم

با دعایی نامه ام را من به پایان میبرم
دیدگاه ها (۲)

رقص تند عقربه در ساعت پیر زمانمیزند فریاد، عشقم، اندکی دیگر ...

رقص تند عقربه در ساعت پیر زمانمیزند فریاد، عشقم، اندکی دیگر ...

رقص تند عقربه در ساعت پیر زمانمیزند فریاد، عشقم، اندکی دیگر ...

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۱۶. خد...

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۱۵. خد...

حق:)!

ترکیب این ترند و اوزمل :)!

ولی رابطه قشنگ بین اسمه و این دوتا داداش مظلوم :)!

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۱۵. خد...

ولی تئومان خیلی گناه داره :)!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط