{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به سقفم خیره شدم، فهمیدم اشک‌هایم دیگر برای تو نیستند.

به سقفم خیره شدم، فهمیدم اشک‌هایم دیگر برای تو نیستند.
آنها برای من هستند
برای منی که نابودش کردی.
دیدگاه ها (۰)

..

و همانا دست ها سرد شدند از یکدیگر..

ویساتوگوش‌میدم‌بعدمیخابم؛👼🏿💔

آخریش‌بود(:

شدم شاعر و شعر تو بر لب هایم از نامت برکت گرفت صبح و شب هایم...

چرا عاشق بنگتن شدم؟ چون...وقتی داشتم گم می شدم... بنگتن برای...

برای‌بکهـ...کام‌نزارید!! وقت رفتن کاش در چشمم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط