حرف ها در دلم ریخته است که نگو و نپرس..
حرف ها در دلم ریخته است که نگو و نپرس..
هر روز حوالی عصر شعله ی احساسم را زیاد میکنم تا غم بجوشد در قلبم..
دقایقم به اشک ریختن میگذرد و صبر کردن..
تا حرف هایم پخته و اماده میشنود..
اما چه فایده..
کاش کمی جرأت داشتم که چاشنی اش کنم ..
تا به زبان بیاورم حرف هایم را..
تا بردارم مُهرِ "نگفتن"را..
اما افسوس و صد افسوس..
آخر همه ی اینها سکوت است و..!
سکوت است و سکوت..!
هر روز حوالی عصر شعله ی احساسم را زیاد میکنم تا غم بجوشد در قلبم..
دقایقم به اشک ریختن میگذرد و صبر کردن..
تا حرف هایم پخته و اماده میشنود..
اما چه فایده..
کاش کمی جرأت داشتم که چاشنی اش کنم ..
تا به زبان بیاورم حرف هایم را..
تا بردارم مُهرِ "نگفتن"را..
اما افسوس و صد افسوس..
آخر همه ی اینها سکوت است و..!
سکوت است و سکوت..!
- ۴۵۲
- ۰۲ مهر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط