{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#مال منی

#مال منی
پارت 1

نور خورشید میخوره به سمت صورتم چشامو کمی باز میکنم..هنوز تو عالم گیج و خوابی بودم که یک هویی گوشیم زنگ میخوره و داد بلندی میزنم*
مایکی : اییی ریدم دهنت بزار بخوابم
گوشیمو تا برداشتم که بکوبم به دیوار متوجه میشم که دراکنه و جواب میدم*
مایکی :بله کن چین ؟ * صدا خواب آلود*
دراکن با کمی خنده : ساعتو دیدی چنده ؟ زود اماده شو میخوای روز اول رو دیر کنی؟
چشمو به ساعت میخوره و پشمام میریزه*
مایکی : ساعتتتت که ۶:۴۰ دقیقهه وایی
سریع گوشیو قط میکنم و بلند میشم میرم سمت آینه و سکته میکنم*
مایکی : موهامو نگا..جذاب تر نبودم من؟
بعد کلی عشوه رفتن سریع اماده میشم که یکم بعد دراکن میاد و میپرم بغلش*
مایکی : کن چین..دورایکی ب__
دراکن : مرسی منم خوبم صبح توهم بخیر * پوکر *
مایکی : دولایکیییی
دراکن : بیا اول بریم مدرسه
سریع با دراکن میرم مدرسه که چشمم به چند تا دانش آموز که انگار مضطرب بودن میخوره*
داشتن راجب یه چیزی مشورت میکردن کنجکاو شدم و سعی کردم بشنوم که چی میگن که نصف حرفاشونو شنیدم*
دانش آموز : اون..پسره که ماسک داره ادم لات جدید مدرسست..راجبش شنیدی ؟
یکی دیگه : وای اره خیلی ترسناکه!!
تک خنده ای میکنم و وارد کلاس میشم صندلی ک کنار پنجره بود رو انتخواب میکنم و میشینم رو صندلی به بیرون خیره میشم منظرش خیلی خوب بود ..سرمو میزارم رو میز که خواب میرم*
چند دقیقه بعد *
با صدا دعوا از خواب پریدم هنوز تو عالم گیج خواب بودم که یکی محکم میخوره بهم*
مایکی : اخخخخ..وحشیا چتونه شمارو؟
به پسره که روم بود خیره میشم و گونه هام سرخ میشه به چشماش خیره میشم*
دراکن سریع میاد *
دراکن :‌ مایکی خوبی؟
به خودم میام و پسره رو هول میدم *
لباسمو درست میکنم و با عصبانیت میرم سمتشون*
مایکی : چتونه شمارو وحشیا؟ مگه کورین ؟ من خواب بودم خوبه که!!
میبینم پسره که ماسک داره بهم فقط زل زده و بدتر عصبی میشم یقشو میگیرم*
مایکی : هوی ت__
یک دانش آموز : ا..اسمش سانزوعه..
مایکی : به چیزم خو
سانزو که با کنجکاوی بهم خیره بود و بعد از سر تا پا بم خیره شد که سرخ میشم*
مایکی :‌ چ..چ..چته ترو ؟
سانزو :‌ نمیدونستم برای اینکه بخوای منو بگیری باید رو پنجه پات خم شی
اروم میخنده و بیشتر سرخ میشم تا میخواستم مشتمو بکوبم تو صورتش معلم میاد*
معلم : بتمرگین سرجاتون
دراکن : مرسی ..منم دوست ندا__
مایکی : اخههه الان ؟ نمیشد یکم بعد بیای__
معلم : چه زری زدی؟
بعد کلی بحث و دعوا معلم از کلاس پرتم کرد بیرون البته همراه با سانزو*
دست به سینه به سانزو خیره میشم و سانزو همینطوری بم زل زده بود عصبی میشم و بدو بدو میرم تو حیاط مدرسه*
به درخت مدرسه تکیه میدم ..چشامو میبندم ..نفس خیلی عمیقی رو کنار گوشم حس میکنم که......
دیدگاه ها (۲)

بعله..

خوب من کدوم ازینام ؟

بچه ها ببخشید دیر شد اخر هفته رو کامل بیرون بودم.

‹My•Darling›.۸مایکی با صدای ا/ت به خودش اومد و سریع بطری رو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط