عشق یک طرفه
عشق یک طرفه
پارت ۷💗
پرش زمانی به شب خونه کایان
ویو نویسنده
سویون بعد از تمرین رفت سمت خونه کایان
کایان هم خونه رو تزیین کرده بود و خیلی فضای رمانتیک درست کرده بود(استغفرالله)
سویون رسید صدای در خونه کایان شنیده میشد
دینگگگ
کایان با همون چهره جذاب اومد و در رو باز کرد سویون رو دید که با یه لباس شب خیلی جذاب جلوی در وایستاده
دعوتش کرد داخل و بعد از یکم حرف زدن
کایان یه شیشه الکل ۸۵ درصد اورد
باز کرد و برای خودش ریخت وقتی خواست برای سویون بریزه
سوین گفت
سویون:عا مرسی ممنونم اهلش نیستم
کایان چیزی نگفت و الکل رو کنار گذاشت
خودش الکل رو خورد و همینطور با سویون درباره زندگیش حرف میزد
ولییی
زدم که گذشت کایان آخر حرفهاشون میکشید بلند قهقهه میزد و هرچی میپرسید با خنده بود
و این قضیه به همینجا ختم نشد
کایان شروع کرد به سوالاتی درباره محل زندگی سویون اینکه تنها زندگی میکنه یا نه خانوادش کجان و اینجور سوالات
سویون با خودش فکر کرد اگر کایان الان مسته احتمالا اگر من جوابشو بدم تا فردا دیگه یادش نمیاد پس شروع کرد به جواب دادن سوالات کایان
تقریبا ۱ شب شد کایان کاملا مست بود و وقتی میخواست راه بره تلو تلو میخورد
سویون خداحافظی کرد و خواست بره که کایان اونو کشید سمت خودش
سویون افتاد روی کایان و کایان توی همون حالت مستی دستی به باسن سویون کشید
سویون که معذب شده بود سریعا بلند شد و به سمت در خروجی رفت
کایان که این صحنه رو دید خندش گرفت و با همون حالت مستی رفت سمت اتاقش
ویو سویون:
خیلی خوشگذشت ولی به نظرم ظرفیت الکلش اونقدر بالا نیست چون داست سوالای عجیب و غریب و خصوصی ای میپرسید
منم جواب دادم چون به هرحال مست بوده و تا فردا خیلی چیزی یادشنمیاد از این مکالمه
یه نگاه به ساعت انداختم و دیدم ۱ شب شده پاشدم که برم
خونه بوی الکل وحشتناک تندی میداد کایان وقتی میخواست راه بره تلو تلو میخورد
وقتی پاشدم که برم که دستی منو کشید و افتادم روی کایان تا خواست عکس العملی نشون بدم دستشو با یه حس و خواسته بد روی باسنم کشید و وقتی تازه فهمیدم جی شده دیگه یک دقیقه هم تحمل نکردم سریعا خارج شدم
لیلیلیلیلیلی
حمایت کنید قشنگام
به نظرتون سویون جونگکوک رو فراموش کرده؟
و به نظرتون در ادامه چی میشه؟🌷
پارت ۷💗
پرش زمانی به شب خونه کایان
ویو نویسنده
سویون بعد از تمرین رفت سمت خونه کایان
کایان هم خونه رو تزیین کرده بود و خیلی فضای رمانتیک درست کرده بود(استغفرالله)
سویون رسید صدای در خونه کایان شنیده میشد
دینگگگ
کایان با همون چهره جذاب اومد و در رو باز کرد سویون رو دید که با یه لباس شب خیلی جذاب جلوی در وایستاده
دعوتش کرد داخل و بعد از یکم حرف زدن
کایان یه شیشه الکل ۸۵ درصد اورد
باز کرد و برای خودش ریخت وقتی خواست برای سویون بریزه
سوین گفت
سویون:عا مرسی ممنونم اهلش نیستم
کایان چیزی نگفت و الکل رو کنار گذاشت
خودش الکل رو خورد و همینطور با سویون درباره زندگیش حرف میزد
ولییی
زدم که گذشت کایان آخر حرفهاشون میکشید بلند قهقهه میزد و هرچی میپرسید با خنده بود
و این قضیه به همینجا ختم نشد
کایان شروع کرد به سوالاتی درباره محل زندگی سویون اینکه تنها زندگی میکنه یا نه خانوادش کجان و اینجور سوالات
سویون با خودش فکر کرد اگر کایان الان مسته احتمالا اگر من جوابشو بدم تا فردا دیگه یادش نمیاد پس شروع کرد به جواب دادن سوالات کایان
تقریبا ۱ شب شد کایان کاملا مست بود و وقتی میخواست راه بره تلو تلو میخورد
سویون خداحافظی کرد و خواست بره که کایان اونو کشید سمت خودش
سویون افتاد روی کایان و کایان توی همون حالت مستی دستی به باسن سویون کشید
سویون که معذب شده بود سریعا بلند شد و به سمت در خروجی رفت
کایان که این صحنه رو دید خندش گرفت و با همون حالت مستی رفت سمت اتاقش
ویو سویون:
خیلی خوشگذشت ولی به نظرم ظرفیت الکلش اونقدر بالا نیست چون داست سوالای عجیب و غریب و خصوصی ای میپرسید
منم جواب دادم چون به هرحال مست بوده و تا فردا خیلی چیزی یادشنمیاد از این مکالمه
یه نگاه به ساعت انداختم و دیدم ۱ شب شده پاشدم که برم
خونه بوی الکل وحشتناک تندی میداد کایان وقتی میخواست راه بره تلو تلو میخورد
وقتی پاشدم که برم که دستی منو کشید و افتادم روی کایان تا خواست عکس العملی نشون بدم دستشو با یه حس و خواسته بد روی باسنم کشید و وقتی تازه فهمیدم جی شده دیگه یک دقیقه هم تحمل نکردم سریعا خارج شدم
لیلیلیلیلیلی
حمایت کنید قشنگام
به نظرتون سویون جونگکوک رو فراموش کرده؟
و به نظرتون در ادامه چی میشه؟🌷
- ۴۰۵
- ۰۵ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط