{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز در میکده سر حلقهٔ رندان شده‌ام

باز در میکده سر حلقهٔ رندان شده‌ام
باز در کوی مغان بی سر و سامان شده‌ام

نه به مسجد بودم راه و نه در میکده جای
من سرگشته در این واقعه حیران شده‌ام

#عبید_زاکانی
دیدگاه ها (۱۴)

چه بزمی بود بزم دل شڪستن ،شڪستم تا شود سرمست لیلیاگر با من ن...

عشق چون کهنه شودمحو نگردد به فراق!#محتشم_کاشانی

در آفتاب رخش آب باده تاب انداختچه آب بود که آتش در آفتاب اند...

گر چه در خیل تو بسیار به از ما باشدما تو را در همه عالم نشنا...

باز هم مرغ دلم بر سر کوی حسین میزند چه چه با یاد بین الحرمین...

الان یه خاطره از خودم یادم اومد 🌚✨یادمه کوچیک بودم یادم نیست...

#شعر_قدیمی 🤍کفر سر زلف تو ایمان ماستدرد غم عشق تو درمان ماست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط