{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیچاره دل از سردی معشوق خبر داشت

بیچاره دل از سردی معشوق خبر داشت
با این همه در رفتنش اما و اگر داشت

سخت است درختی که زمین خورده بفهمد
دستش خبر از توطئه ی شوم تبر، داشت

حالم شده مانند یتیمی که همیشه
زیر کتک ناپدری فحش پدر داشت

یا حال زن حامله که بعد سه دختر
فهمید که دختر شده و شرط پسر داشت

تا کی وسط خاطره ها اشک بریزم
ای کاش که در قسمت من گریه اثر داشت
دیدگاه ها (۱)

کاش در محشر آغوش تو مدهوش شومروی زانوی تو خاکستر و خاموش شوم...

ﻣﻦ ﭘﺮ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﻢ، ﺗﻮﻣﺮﺍ ﯾﺎﺩﺕ ﻧﯿﺴﺖﻣﻦ ﻫﻤﺎﻧﻢ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺩﻝ ﺑﺴﺖ، ...

به تو گفتم که در این دور شدن ناچاریسربه تایید تکان دادی و گف...

اینکه از دور تماشا کنمت سنگین استدر دلم باشی و حاشا کنمت سنگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط