{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت هشتم🧡💚

پارت هشتم🧡💚
قلبی که به تو تعلق داره باکودکو
(زنگ اخر) باکوگو:{برم بهش سر بزنم}
(ایزوکو رودتر رفته) باکوگو: ها؟! اون نفله رفته که...
دکو: مامان من رسیدم.(مامانش اصلا خبر نداره) اینوکو: سلام پسر خوبی مدرسه چطور بود. دکو: خوبم مامان امروز هم مثل همیشه بود. غذا چیه مامان؟
اینوکو: ماهی سرخ شده مود علاقت
دکو: اها دستت درد نکن مامان.
<فردا صبح>
دکو:{دارم میرم مدرسه یعنی ممکنه کاچان دوباره اذیتم کنه؟؟!} دکو: باید قبل از اینکه گارا و تچو خفتم کنن برسم مدرسه[زمزمه]
گارا: هوی بی کوسه کجا؟
دکو: تو چـ.چرا از کـ.کجا پیدات شـ.شد....
تچو: معلومه برای تلافی کردن.. ببینم تو میخواستی برای ما دردسر درست کنی
دکو:..... گارا: دِ حرف بزن دکو نفله... اها نکنه دلت کتک میخواد. خب پش بهت میدمش.(کله گارا منفجر شد) باکوگو: هوی شما کله نخودیا حواستون هست که الان جلوی خونه دکو وایستادین تازه مامانم هم الان از این طرف میاد اگه مامان من یا مامان دکو بیاد کونتون پارست و اینکه من فقط میتونم اونو دکو صدا کنم پس خفه شین و گم شین
(پارت8 غیرتی شدن باکوگو😏)
دیدگاه ها (۰)

پارت نهم🧡💚قلبی که به تو تعلق داره باکودکودکو:{کاچان حس...

زیاد بود غبول نکرد ههی

پارت هشتم سناریو باکودکو رو بزارم ایا؟ بگین تو کامنتا

دخترای مای هیرو🛐

پارت سوم🧡💚قلبی که به تو تعلق داره باکودکو باکوگو: روی ...

پارت هفتم🧡💚قلبتی که به تو تعلق داره باکودکو[پرستار های...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط