@SheidaaEltiyam

@SheidaaEltiyam

‍ با ماسه های داغ ساحل خیال
خانه ای ساخته بودم،
از رد پای خاطرات
من و تو
شاد و رها

و فانوسی
که روشن میکرد
خانه ی تنهایی هایمان را،

ناگاه،
طوفان حوادث وزید
امواج بلند
دیوانه وار
سر به ساحل کوبید
خانه ی شنی مارا برد
آه...،
من ماندم و ساحل متروکه
یک عمر بی سروسامانی دل
ساز ناکوک نبض های خروشان


#شيدا_التيام

@SheidaaEltiyam
🆔@khisshereghoroob
دیدگاه ها (۱)

"شعر از خودم"شبی طوفان زده کشتی دل رابه بندرگاه چشمان تو بست...

پارت سومجیمین هیچ نگفت. فقط موجی کوتاه، مثل نفس کشیدن، آمد و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط