{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لب‌ها می‌لرزند. #شب می‌تپد، جنگل نفس می‌کشد.

لب‌ها می‌لرزند. #شب می‌تپد، جنگل نفس می‌کشد.
پروای چه داری، مرا در شب بازوانت سفر ده.
انگشتان شبانه‌ات را می‌فشارم،
و باد شقایق دوردست را پرپر می کند.
به سقف جنگل می‌نگری: ستارگان در خیسی چشمانت می‌دوند.
بی #اشک، چشمان تو ناتمام است، و نمناکی جنگل نارساست.
دستانت را می‌گشایی ، گرۀ تاریکی می‌گشاید.
لبخند می‌زنی ، رشتۀ رمز می‌لرزد.
می‌نگری، رسایی چهره‌ات حیران می کند.
بیا با جادۀ پیوستگی برویم.
خزندگان در خوابند. دروازۀ ابدیت باز است. آفتابی شویم.
چشمان را بسپاریم، که مهتاب آشنایی فرود آمد.
لبان را گم کنیم، که صدا نابهنگام است.
در خواب درختان نوشیده شویم، که شکوه روییدن در ما می‌گذرد.
باد می‌شکند ، #شب راکد می‌ماند. جنگل از تپش می‌افتد.
جوشش اشک هم‌آهنگی را می‌شنویم، و شیرۀ گیاهان به سوی ابدیت می‌رود.

#سهراب_سپهری

‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌┄✨❊🍃🌸🍃❊✨┄‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‎‌

#متن_خاص#متن_زیبا#متن_ناب#متن#متن_ادبی#متن_عاشقانه#متن_زیبا#متن_نوشته#متن_خاص#متن_احساسی#متن_کوتاه#متن_غمگین#متن_شب#متن_گرافی#متن_نگار#متن_کتاب#متن_شاعرانه#متن_عارفانه#متن_تنهایی#شعر#شعر_عاشقانه#عاشقانه#متن#متن_خاص#تکست#تکست_خاص#ادبی#عاشقانه_خاص#متن_و_شعر_عاشقانه#ویسگون#آفرینش
دیدگاه ها (۱۳)

از تو نشان گرفتم و دیدم نشان #توییمن بی‌هوا پریده‌ام و آسمان...

خوشحالم و قدردان؛برای تمام اتفاقات و آدم های خوبِ زندگی ام، ...

در این #سکوتکه از نغمه‌های پیش از ماخالی‌ستتو می‌رسىچنان که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط