{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از نهایت شب حرف می زنم

من از نهایت شب حرف می زنم
من از نهایت تاریکی
و از نهایت
شب
حرف می زنم
اگر به خانه ی من آمدی
برای من
ای مهربان !
چراغ بیاور
و یک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم ....
#فروغ_فرخزاد

#عاشقانه_های_پاک #عاشقانه #عشق #فکرنو
دیدگاه ها (۲)

چتر برای چه؟!خیال که خیس نمی شود...#محمد_علی_بهمنی#عاشقانه_ه...

خنده می بینی ولی از گریه ی دل غافلیخانه ی ما، اندرون ابر است...

چــــرا آشــــفته مــی ‌خواهــــیخـــــدایاخـــــاطر ما را ....

انکه اسوده ی خواب است به بازوی رقیببالش نم زده از گریه چه می...

من از نهایت شب حرف می زنممن از نهایت تاریکیو از نهایت شب حرف...

،دیگر سراغت را از نارنج رها شدهدر پیاله ی آب نخواهم گرفتدیگر...

.دلتنگ تو هستم که  دلم  کرده هوایت شک نیست، مرا می‌کشد این د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط