{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی خداازپشت دستهایش را روی چشمان گذاشت ازلای انگشتانش آ

وقتی خداازپشت دستهایش را روی چشمان گذاشت ازلای انگشتانش آنقدر محودیدن دنیاشدم که فراموش کردم اومنتظراست تا نامش راصدا کنم ....خدایا کمکم کنه..منو تنها نزار..گناه کارهستم..منو ببخش
دیدگاه ها (۱)

هزارمرتبه خواندم دعامیان قنوت,خداکندکه نباشدکسی دچارکسی...,خ...

ولی باتوکل به خدا میگذرد.

دوست داشتن به هم آغوشی نیازی ندارد.بایه بوسه هم میشه فهموند ...

میگن مهم نیست:'(اماوقتی اسمشومیشنوی囧داغ دلت تازه میشه:'(وقتی...

#چندپارتی #لینو #استری_کیدز {My enemy}part³⁰[The last part]....

رمان عشق من واقعیه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط