سناریو
~ سناریو ~
وقتی دعوا میکنین و سرت داد میزنن و تو فوبیای صدا داری ( به عنوان برادر بزرگترت)
نامجون:( با گریه میگه)
نامجون: ببخشید... خوشگلم...ترسوندمت
ات: اشکالی نداره داداشی
جین: هی هی چرا داری میلرزی؟!
ات: م....م...مهم نیس ( استرس و لرز)
جین: چی...چیو مهم نیس چی شده ( نگران)
ات: من فوبیای صدای بلند دارم
جین: ببخشید سرت داد زدم ( گریه
بقیشو پارت بعد میزارم 💞
وقتی دعوا میکنین و سرت داد میزنن و تو فوبیای صدا داری ( به عنوان برادر بزرگترت)
نامجون:( با گریه میگه)
نامجون: ببخشید... خوشگلم...ترسوندمت
ات: اشکالی نداره داداشی
جین: هی هی چرا داری میلرزی؟!
ات: م....م...مهم نیس ( استرس و لرز)
جین: چی...چیو مهم نیس چی شده ( نگران)
ات: من فوبیای صدای بلند دارم
جین: ببخشید سرت داد زدم ( گریه
بقیشو پارت بعد میزارم 💞
- ۵.۶k
- ۰۱ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط