{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مردی نزد جوانمردی آمد و گفت : تبرکی میخواهم

مردی نزد جوانمردی آمد و گفت : تبرکی میخواهم
جامه ات را به من بده تا من نیز همچون تو از جوانمردی بهره ای ببرم،

جوانمرد گفت: جامه ی مرا بهایی نیست
اما سوالی دارم؟ مرد گفت: بپرس
جوانمرد گفت: اگر مردی چادر بر سر کند زن می شود؟
مردگفت: نه
جوانمرد گفت اگر زنی جامه مردانه بپوشد مرد می شود؟
مرد گفت: نه

جوانمرد گفت: پس در پی آن نباش که جامه ای از جوانمردان را در بر کنی که اگر پوست جوانمرد را هم در بر کشی جوانمرد نخواهی شد
زیرا جوانمردی به جان است نه به جامه
دیدگاه ها (۳)

« مردِ خواستنی، زنِ خواهان » ‌ در زمان‌هایی نه‌چندان دور، ...

کپشن 🙏👇اینکه یک گناه در جامعه رواج فراوانی داشته باشد دلیل ب...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁴شَب هَمهِ ما یِڪی بود، اَما تاریڪی هایِمان فَر...

افسر و دختر خندان (هلندی: De Soldaat en het Lachende Meisje)...

مردی نزد جوانمردی آمد و گفت : تبرکی میخواهم. جامه ات را به م...

جوانمرد وپوستینمردی نزد جوانمردی آمد و گفت : تبرکی میخواهم. ...

☯ ☯ ☯مردی نزد جوانمردی آمد و گفت : تبرکی میخواهم. جامه ات را...

داستان کوتاه.....مردی ! نزد فقیهی رفت وگفتای عابد سوالی دارم...

#حکایت/ چشم جوانمردان حکایت آورده اند که: جوانمردی غریبی را ...

💕داستان کوتاه.....مردی ! نزد فقیهی رفت وگفتای عابد سوالی دار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط