Part 4
کوک : خب لیدی روی این صندلی بنشیند
ا،ت: اکی
کوک : خب ازتون سوال دارم
ا،ت: بفرمایید
کوک : شما دوست پسر داری ؟
ا،ت: به شما ربطی ندارد
کوک : کوچولو با ادب باش حالا جواب سوالم و بده
ا،ت : خیر ندارم ولی به تو ربطی نداره
کوک : چرا به من ربط داره
ا،ت از شدت تعجب دستشو روی سرش میزاره
ا،ت: من شمارو نمیشناسم حتی اسمتون هم نمیدونم
کوک : من
کوک تا خواست حرف بزنه یه دیوار رستوران منفجر میشه و ا،ت میترسه و میخواد فرار کنه که کوک دست اونو میگیره
کوک : من جئون جونگ کوک هستم بزرگ ترین مافیا جهان و این هایی هم که به رستوران حمله کردن دشمن های من هستن و چون منو تو رو با هم دیدن و الان قطعا میخوان رو نقطه ضعف من دست بزارن
ا،ت: نقطه ضعفت چیه
کوک : تو اون ها دنبال تو هستن
ا،ت که اینو میشنوم بیشتر میترسه و میخواد فرار کنه که دوباره کوک دستشو میگیره
ا،ت: اکی
کوک : خب ازتون سوال دارم
ا،ت: بفرمایید
کوک : شما دوست پسر داری ؟
ا،ت: به شما ربطی ندارد
کوک : کوچولو با ادب باش حالا جواب سوالم و بده
ا،ت : خیر ندارم ولی به تو ربطی نداره
کوک : چرا به من ربط داره
ا،ت از شدت تعجب دستشو روی سرش میزاره
ا،ت: من شمارو نمیشناسم حتی اسمتون هم نمیدونم
کوک : من
کوک تا خواست حرف بزنه یه دیوار رستوران منفجر میشه و ا،ت میترسه و میخواد فرار کنه که کوک دست اونو میگیره
کوک : من جئون جونگ کوک هستم بزرگ ترین مافیا جهان و این هایی هم که به رستوران حمله کردن دشمن های من هستن و چون منو تو رو با هم دیدن و الان قطعا میخوان رو نقطه ضعف من دست بزارن
ا،ت: نقطه ضعفت چیه
کوک : تو اون ها دنبال تو هستن
ا،ت که اینو میشنوم بیشتر میترسه و میخواد فرار کنه که دوباره کوک دستشو میگیره
- ۳۰۹
- ۲۵ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط