{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازرگانی زنی زیبـا روی بنام زهره داشت. روزی بازرگان عزم س

بازرگانی زنی زیبـا روی بنام زهره داشت. روزی بازرگان عزم سفر کرد بر تن زن لباسی سفید پوشاند و کاسه ای پر از رنگ نیل به غلام خود داد و گفت:

هر وقت زن مرتکب کاری ناشایست یا خیانتی شد بدون آنکه بفهمد یک انگشت را با نیل رنگی کن و بر لباس او بزن تا وقتی آمدم بدانم چقدر کار ناشایست انجام داده است و بعد به سفر رفت

پس از مدتی بازرگان به غلام نامه نوشت که:
کاری نکند زهره که ننگی باشد
بر جامه او ز نیل رنگی باشد

غلام هم در جواب نوشت:
گر ز آمدن خواجه درنگی باشد
چون باز آید زهره پلنگی باشد
#عبید_زاکانی #هنری
دیدگاه ها (۱)

حکایت های عبید زاکانی : بازرگانی زنی خوش صورت زهره نام داشت ...

تاجری ، زنی خوشگل داشت بنام زهره. عزم سفر کرد و برای زهره، ل...

#قلاب_بافی #قلاب #crochet #crochet_toy

پرتره مردی با گچ قرمز اثری از لئوناردو داوینچی

چه هنرمندی!

شام آخر اثر لئوناردو داوینچی

یادداشت ویدئو: 🎬 در این ویدیو، ما با استفاده از روش‌های سنتی...

کاور رژلب و عطر

نهنگ قلاب بافی

لیف ساده حمام

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط