در جاده ی سفید تنهایی رو به سوی مرگ می روم ، در سرم جهنمی
در جاده ی سفید تنهایی رو به سوی مرگ می روم ، در سرم جهنمی می جوشد ، با آهنگ قدم هایم کلاغ ها میخوانند آواز نحس گوشخراشی را ، باد به دنبال بوی زندگی به داخل خانه های متروک سرک می کشد ، در آسمان ستاره ها زندانی ابرهای عبوسند .
چه کسی بود می گفت خدا در همین نزدیکیست ؟ کو ؟ کجاست خدای مهربانی ها ؟ خدای نور ، خدای زیبایی کجاست ؟ من اینجا بجز ابلیس نمیبینم که بر سر کوهها ، دشت ها و دریاها و در مزارع خشکیده قهقهه های شیطانی سر می دهد .
چه کسی بود می گفت خدا در همین نزدیکیست ؟ کو ؟ کجاست خدای مهربانی ها ؟ خدای نور ، خدای زیبایی کجاست ؟ من اینجا بجز ابلیس نمیبینم که بر سر کوهها ، دشت ها و دریاها و در مزارع خشکیده قهقهه های شیطانی سر می دهد .
- ۲.۰k
- ۱۸ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط