{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هـر شـب ...

هـر شـب ...

با وساطـت یڪ قرص سفیـد ....

چمـدان چشم هایـم را مـی بنـدم ...

و بـه سمـت خواب هاے تو ....

راه مـی افتـم ...

بـه سمـت دسـت هایـت ...

ڪه خـواب رفتـه انـد ....

وَ چشم هایـت ...

ڪه خواب مانده انـد از دیدنـم ...

بـه رؤیاے تو ڪه پا مـی گذارم ...

زیر پایـم خالـی مـی شـود ...

و سقوط میکنم ....

مـی دانـم صبـح نشـده ...

بلنـد مـی شـوم ...

با چمدانـی پـر از گریـه ....

بـه خانـه ے تنهایـی ام باز مـی گـردم...
دیدگاه ها (۱۴)

نمایشـگــــاه زده ام . . . بیـا و تماشـــا ڪـن . . . تمــام ...

ﺟــاے ﺧﺎﻟـیِ ﺗـــﻮ ﺭﺍ . . .ﺑﺎ ﻋﺮﻭسکــی ﭘـﺮ ﻣـی کنـــم . . ....

سیگـــارِ روشنـت را . . .در جنگـلِ خشــک . . .و آشفتــه ی مـ...

ﺷـــﺎﻧــﻪ ﻫــاﯼ "ﺗـــــﻮ" . . .ﺑـﻮﯼ ﻣـﺰﺭﻋـﻪ ﻗﻬـﻮﻩ می دﻫـﺪ . ...

رها🦋 دلتنگت که می شومپنجره ی دلم را باز می گذارمتا نسیم خیال...

♥️بيشتر از اين، نمی شود!خدا هم که پادرميانی کند،دست هايت را ...

آخر شب که میشهسکوت خانه بیشتر از همیشه سنگینی می‌کند.همه خوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط