{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم : چه می نویسی ؟

گفتم : چه می نویسی ؟
گفت : بهار را از سر می نویسم
گفتم : مگر بهار نوشتنی ست ؟
گفت : آری !
باید دلت را برداری در زلال ترین چشمه بشویی
رو ی بند رخت نسیم پهن کنی
و به خورشید بسپاری که جان دوباره ببخشدش
و دل به قلم وجودت بسپاری ،
که گذشته ها گذشت
اگر چه سخت و تلخ
و فردا نیامده ست
اگر چه مبهم و دور
اما بهار همین حوالی ست
و خاصیت دل جوانه زدن است و نو شدن
خالی شو از غم و کینه
خالی شو از هر چه هست از جنس اهریمن
و دلت را بسپار به معجزه شکوفه ها..
سلام..
صبحتون قشنگتون بخیرررر
دیدگاه ها (۱۵)

گفتم : چی می نویسی ؟ گفت : بهار را از سر می نویسم - : مگر به...

دلیل حال خوب دیگران باشیم😍😍😍😍#انرژی_مثبت #عاشقانه_ها #احساس_...

#انرژی_مثبت #عاشقانه_ها #شعر_فارسی #اشعار_ناب #ترانه_اصیل #ک...

#انرژی_مثبت #عاشقانه_ها #شعر_فارسی #اشعار_ناب #ترانه_اصیل #ک...

مجـــــــــــــرد...ذوق گلـــــــبیالشعب..الصینی.ماله.حالی.....

من اگر پرنده بودم،فکر می‌کردم پروازچیزی شبیه نگاه کردن به تو...

و تــــو بکرترین منظره‌ای . . !مثلِ درختِ پرتقالیکہ در پاییز...

‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌🐇:: ‌ما𝅥هٔ هر ࡄ݅ـ...

به نظر شما باید باهاش چیکار کرد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط