چو در خود بنگری ذات الهی را عیان بینی
چو در خود بنگری ذات الهی را عیان بینی
ز هست و بود این دنیا همان ذات و بیان بینی
بشو وارد درون پر ز احساست ببین روشن
به حیرت میرسی جانا ، نهان را تو جهان بینی
تامل کن درین راه شناسائی رمز و راز
که صدها راز میباشد که خود را ناتوان بینی
توانائی شود افزون اگر با عشق شد توام
خدا عشق است و او را در زمین و اسمان بینی
صعودت میشود ممکن اگر در ان بصیرت هست
چو با عشقی شود ممکن که جانت را عیان بینی
تجلی شهود ناب را ، در تک تک سلول
بهرجائی که رو کردی مر او را جاودان بینی
فراموشش مکن ای پرنیا در این قلمروها
به هرگامی که برداری گلی از ارغوان بینی
ز هست و بود این دنیا همان ذات و بیان بینی
بشو وارد درون پر ز احساست ببین روشن
به حیرت میرسی جانا ، نهان را تو جهان بینی
تامل کن درین راه شناسائی رمز و راز
که صدها راز میباشد که خود را ناتوان بینی
توانائی شود افزون اگر با عشق شد توام
خدا عشق است و او را در زمین و اسمان بینی
صعودت میشود ممکن اگر در ان بصیرت هست
چو با عشقی شود ممکن که جانت را عیان بینی
تجلی شهود ناب را ، در تک تک سلول
بهرجائی که رو کردی مر او را جاودان بینی
فراموشش مکن ای پرنیا در این قلمروها
به هرگامی که برداری گلی از ارغوان بینی
- ۷۱۴
- ۰۵ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط