"معبد"
"معبد"
مگر چه ميشود؟
که باز گرديم به هزاره قبل از ظهور آفتابگردان
و در نخستين پاييز آفرينش
من
معبدی هزار آينه خواهم ساخت
از انعکاس رنگهای خدايان آب و حادثه
و تمامی اديان آسمانی را
به چالش ميکشانم
در تجلی الاهه ی چشمان افسونگر تو
مگر چه ميشود؟
اگر ققنوس از ميان دستهای تو
هويدا شود
و آتش زند به خدايان خونريز عصر من
من
در آغوش تو
هفت شهر عشق را
به آتش ميکشم به آواز سی مرغ تمنّا
مگر چه ميشود؟
که من
مؤبِد بی خانمان آتش گاه مقدس
دستان تو باشم
و تو الاهه ی ناز من باشی
خسته ام از پيامبران مقدس
کمی سيب نازل کن
کمی عشق
مگر چه ميشود؟
که تو
تنها خدای من باشی
. . . مال من باشی
بانو
مگر چه ميشود؟
ش ـ "پندار"
مگر چه ميشود؟
که باز گرديم به هزاره قبل از ظهور آفتابگردان
و در نخستين پاييز آفرينش
من
معبدی هزار آينه خواهم ساخت
از انعکاس رنگهای خدايان آب و حادثه
و تمامی اديان آسمانی را
به چالش ميکشانم
در تجلی الاهه ی چشمان افسونگر تو
مگر چه ميشود؟
اگر ققنوس از ميان دستهای تو
هويدا شود
و آتش زند به خدايان خونريز عصر من
من
در آغوش تو
هفت شهر عشق را
به آتش ميکشم به آواز سی مرغ تمنّا
مگر چه ميشود؟
که من
مؤبِد بی خانمان آتش گاه مقدس
دستان تو باشم
و تو الاهه ی ناز من باشی
خسته ام از پيامبران مقدس
کمی سيب نازل کن
کمی عشق
مگر چه ميشود؟
که تو
تنها خدای من باشی
. . . مال من باشی
بانو
مگر چه ميشود؟
ش ـ "پندار"
- ۹۲۰
- ۲۷ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط