{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بچه که بودیم

بچه که بودیم
وقتی چشم می ذاشتیم
حتی اگه تا صد هم می شمردیم .
دوست هامون رو پیدا می کردیم .

پشت دیواری، توی کمدی، زیر میزی یا پشت درختها
همین جا بود ،
همین نزدیکی ها ،
گاهی حتی صدای نفسهاشونو می شنیدیم .

اصلا قایم می شدند که پیدا بشن .
که پیدا بشن و ما از خوشحالی جیغ بکشیم .

امروز چی؟
همه چیز یه جور دیگه ست .
حتی بازیها ااا !
یک لحظه چشم می ذاریم .
یک عمر خیره می مونیم به جاهای خالی ...
یهو گم می شه...
یک آدم !
گاهی حتی یک احساس !
و بعضی وقتها یک معرفت !

اما من معتقدم که درهردوره ای هنوز هم هستند آدمهای بامعرفت !

دیدگاه ها (۲)

کپشن

دلبرِ چشم‌قشنگِ من…بورکِ نازِ من 🧿بعضی آدما یه جوری وارد زند...

#بوسه_مرگ Last Partچند سال بعد...صدای خنده‌ی یه دخترکوچولو ت...

وقتی مجبور بودی نقش معشوقه اش رو بازی کنی💚پارت۴(the last par...

# ✦ بی‌صدا ✦نظم، برای ا.ت حکمِ دیواری را داشت که او را از آش...

بچه که بودیم وقتی چشم می ذاشتیم حتی اگه تا صد هم می شمردیم د...

‌بچه که بودیم وقتی چشم می ذاشتیم حتی اگه تا صد هم می شمردیم ...

بچه که بودیم وقتی چشم می ذاشتیم حتی اگه تا صد هم می شمردیم د...

بچه که بودیم وقتی چشم میذاشتیم حتی اگه تا صد هم می شمردیم دو...

بخونید خیلی جالبه دلم نیومد نزارم ..پست اخرامشبدوستان شبتون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط