{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمیدانم تا کی قرار است این حرف های نگفته در دلمان باقی بم

نمیدانم تا کی قرار است این حرف های نگفته در دلمان باقی بماند؟! مگر چقدر زندگی میکنیم که چیزی را که دوست داریم در دلمان پنهان کنیم؟
و جالب اینجاست که روزی چند بار هم به آن فکر میکنیم و منتظریم که طرف مقابل پا پیش بگذارد و جالب تر از آن این است که طرف مقابل هم همین وضعیت را دارد!
آیا این مسخره نیست؟ تا کی خدا باید این تعارف های بیجای انسانی را تحمل کند؟
دیدگاه ها (۲۰)

"تو" باید یکی از شاه رگهایم باشیکه "دوست داشتنت"بند نمی آید....

اغوش تو رازیر سر داشتانکه فریاد میزدبگذار هر چه میخواهد ببار...

تکیه می زنم بر تنهاییغرق درخیالت می شومو می دانمتنهاییم نمی ...

کشف آیینه از باروت خطرناک تر بود وابستگی به چیزی که سرکوفت ...

شهیدی که قصه‌اش،از خودِ شهادتش عجیب‌تر است…شهید فخّار؛مردی ک...

پارت ۱۰: روزهایِ خاکستریسه روز گذشت. سه روزِ پر از درد، گرسن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط