{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بجز غم خوردن عشقت غمی دیگر نمیدانم

بجز غم خوردن عشقت غمی دیگر نمی‌دانم
که شادی در همه عالم ازین خوشتر نمی‌دانم
گر از عشقت برون آیم به ما و من فرو نایم
ولیکن ما و من گفتن به عشقت در نمی‌دانم
دیدگاه ها (۰)

چراغ افروز چشم ما نسیم زلف جانان استمباد این جمع را یا رب غم...

در باغ رو ای سرو خرامان که خلایقگویند مگر باغ بهشتست و تو حو...

نمی دانم کجا هستی ونک، تجریش،آزادیولی بی پرده می گویم که از ...

چه می شد؟اگر این قصه ی ما پایانی نداشت، انقدر غرق تو و عشقت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط