{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"شعر از خودم"

"شعر از خودم"

باز امشب ابري و بارانيم

پر صدا چون طبل اما خاليم

شاکيم از جبر و زور روزگار

خسته از بي مهري پروردگار

دل بريدم از حيات و زندگي

تا به کي هي باختن,بازندگي؟

فعل ماندن با دلم بيگانه شد

معني بودن زما افسانه شد

واژه دلواپسي نام من است

شوکران هرگاه در جام من است

خسته ام از پرسه هاي نيمه شب

از همان بغضي که له شد روي لب

شاکيم از دست اين نامردمان

خسته از زخم زبان اين وآن

شکوه دارم از زمين واز زمان

از تمام دردهاي بي امان
دیدگاه ها (۲۲)

چند خط دردودل با شما عزیزان.مي نويسم از رفتگري کهتن به تحقي...

دلـــم يک شــب ِآروم ميخــــواد … بــا آهنگــــي رومــــــان...

"شعر از خودم"تقدیم به ملت صبور ایرانشهر تاريک است گوئي خلق ر...

هیچگاه فکر نمی کردم فاصله بینمان آنقدر زیاد شود که تو بی خیا...

لا شيء يضاهي رائحة من نُحبولو إعتصرت فرنسابأكملها في قنينة ع...

ما با این آهنگ هابزرگ شدیم یادش بخیر ♥😍تقدیم نگاه قشنگتون مه...

لایک بازنشر فراموش نشه با تشکر ✈️❀‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌...

لایک بازنشر فراموش نشه با تشکر ✈️❀‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌...

خانه حریری، تبریز یاشاسین تبریز یاشاسین آذربایجان شرقی ✌🏻🇮🇷#...

آسمون کهنو زمین بیهدگه برناگردمدیر یهتیمو فاتحه ای بر خوندمب...

به عشق میسپارمت؛ به ویرانگر ترین نفرین انسان.#دلنویس هیچ آمد...

اگر روزی آمدیو من نبودمبدان ڪه دیدار تو را بسیار آرزو ڪردم.۱...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط