{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدا آمزه ا از اتفاقات شراب بود

خدا آميزه اي از اتفاقات شرابي بود

فضا در بازتاب نور انگور آفتابي بود

دعاها پيش ترها بيش تر رنگ اجابت داشت

زمين انگار بهتر بر مدار كاميابي بود

همين در عمر كوتاهي كه من دارم كه مي ديدم

زبان ها راستگو تر بود اگر لب ها شرابي بود

ولي يك روز اكسيري به نام صورتك آمد

از  آن پس هر مس نالايقي آدم حسابي بود

از آن پس رونق بازارها در صورتك سازي

از آن پس جاي ما هر روز دكان نقابي بود

از آن پس بوسه هاي دوستت دارم فريب  آميز

از آن پس يا حبيبي يا حبيبي ها حبابي بود

كتابي را كه در جيب بغل پنداشتي دارم

عزيزم شيشه ي تاریکی از نوع كتابي بود

نمي دانم خدايا روزگار ما چه رنگي داشت

اگر اين دين لااكراهي ما انتخابي بود

چه آمد بر سر مردم كه از هر كس كه پرسيدم

جوابم بي خوابي بي جوابي بي جوابي بود
دیدگاه ها (۵)

از هم بپاشانم به آسانی! مهم نیستاینها برای هیچ طوفانی مهم نی...

سلام دوستان گلم اوقاتتون بکام،شرمنده بابت غیبت چند روزه :)دل...

عاقبت زنجیر ما را چون کلاف‌بافت محکم این عمو زنجیرباف‌بافت م...

شایعاتی تازه کابوس درختان می شودرودخانه آخر عمرش اتوبان می ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط