آخرین خبر:اعتراف به قتل بیش از 10 نفر توسط یک خواهر و برا
آخرین خبر:اعتراف به قتل بیش از 10 نفر توسط یک خواهر و برادر چابهاری
تاریخ انتشار: 94/02/11 17:25
ماجرا را از خواهر سراغ می گیریم که دختر دانشجوی دانشگاه آزاد چابهار که بعلت زیبایی خاص ظاهری مورد آزار و اذیت خیابانی چند همدانشگاهی قرار می گیرد.
ادامه مطلب را از زبان همان دختر دانشجو بازگو خواهیم کرد.
دختر دانشجو : من دانشجو رشته مدیریت هستم و اصالتا زاهدانی.
بعلت زیبایی خدادادی که دارم تو جامعه بیشتر مورد آزار و اذیت هستم تا توجه!.
عده ای از دانشجویان همدانشگاهی رشته عمران دانشگاه آزادچابهار به همین علت مزاحمم می شدند و از طریق تلفن موبایل یا حتی شبکه های اجتماعی تحدید به آزار ی درصورت عدم مواقت خواسته هاشون می شدم!.
بعلت ترس از حرفاشون موضوع را پیش برادر بزرگم درمیان گذاشتم و با ناراحتی و عصبانیت شدید داداشم مواجه شدم
و……
با تصمیم داداشم نقشه کشیدیم که مثلا من با خواسته های دانشجویان مزاحم موافقت کنم.…
همین هم شد….
قرار گذاشتیم آنها جمعه اردیبهشت سال 92 به منزل ما بیایند
و ……
داداشم داخل یکی از اتاق ها پنهان شده بود.
با ورود به خانه من نفر به نفر آنها رو به اتاق که من و برادرم بودیم صدا می کردم و برادرم هرکدام رو به نوبت با چاقو به قتل می رسانید.…!!!
……گروه تجسس آگاهی و خبرنگاران جویای جنازه ها مقتولین بودیم که دختر با گریه نقل کرد که جنازه مقتولین به دریاه برده شده و آنجا انداخته می شد.!
گروه تجسس آگاهی نیرو انتظامی چابهار اعلام کرد که ما در دو سال پیش چندین بار به منزل قاتل یا قاتلین مراجعه کردیم و هیچگونه مورد مشکوکی برنخوردیم…!!!
… که در این حال دختر دانشجو به مورد عجیب و نادری اشاره کرد!!!
وی گفت: ما دیوارها و فرشهارو یکبار شستیم آنهم با کف کم و با مصرف آب کم!!!
ما خبرنگاران و گروه تجسس پلیس آگاهی چابهار به اتفاق پرسیدیم: با چی شستید که هیچ اثری بجا نمانده؟؟؟!!!
دختر گفت با گلرنگ ...
حالا همه:
گل گل گل…
گل از همه رنگ…
فرشارو با چی میشوری؟!
با شامپو گلرنگ…!!!
پاکسان به سلامت خانواده می اندیشد ..…!
ضدحال بدی بود میدونم
منم خوندم سرکارم گذاشتن
گفتم من تنهاضایع نشده باشم
تاریخ انتشار: 94/02/11 17:25
ماجرا را از خواهر سراغ می گیریم که دختر دانشجوی دانشگاه آزاد چابهار که بعلت زیبایی خاص ظاهری مورد آزار و اذیت خیابانی چند همدانشگاهی قرار می گیرد.
ادامه مطلب را از زبان همان دختر دانشجو بازگو خواهیم کرد.
دختر دانشجو : من دانشجو رشته مدیریت هستم و اصالتا زاهدانی.
بعلت زیبایی خدادادی که دارم تو جامعه بیشتر مورد آزار و اذیت هستم تا توجه!.
عده ای از دانشجویان همدانشگاهی رشته عمران دانشگاه آزادچابهار به همین علت مزاحمم می شدند و از طریق تلفن موبایل یا حتی شبکه های اجتماعی تحدید به آزار ی درصورت عدم مواقت خواسته هاشون می شدم!.
بعلت ترس از حرفاشون موضوع را پیش برادر بزرگم درمیان گذاشتم و با ناراحتی و عصبانیت شدید داداشم مواجه شدم
و……
با تصمیم داداشم نقشه کشیدیم که مثلا من با خواسته های دانشجویان مزاحم موافقت کنم.…
همین هم شد….
قرار گذاشتیم آنها جمعه اردیبهشت سال 92 به منزل ما بیایند
و ……
داداشم داخل یکی از اتاق ها پنهان شده بود.
با ورود به خانه من نفر به نفر آنها رو به اتاق که من و برادرم بودیم صدا می کردم و برادرم هرکدام رو به نوبت با چاقو به قتل می رسانید.…!!!
……گروه تجسس آگاهی و خبرنگاران جویای جنازه ها مقتولین بودیم که دختر با گریه نقل کرد که جنازه مقتولین به دریاه برده شده و آنجا انداخته می شد.!
گروه تجسس آگاهی نیرو انتظامی چابهار اعلام کرد که ما در دو سال پیش چندین بار به منزل قاتل یا قاتلین مراجعه کردیم و هیچگونه مورد مشکوکی برنخوردیم…!!!
… که در این حال دختر دانشجو به مورد عجیب و نادری اشاره کرد!!!
وی گفت: ما دیوارها و فرشهارو یکبار شستیم آنهم با کف کم و با مصرف آب کم!!!
ما خبرنگاران و گروه تجسس پلیس آگاهی چابهار به اتفاق پرسیدیم: با چی شستید که هیچ اثری بجا نمانده؟؟؟!!!
دختر گفت با گلرنگ ...
حالا همه:
گل گل گل…
گل از همه رنگ…
فرشارو با چی میشوری؟!
با شامپو گلرنگ…!!!
پاکسان به سلامت خانواده می اندیشد ..…!
ضدحال بدی بود میدونم
منم خوندم سرکارم گذاشتن
گفتم من تنهاضایع نشده باشم
- ۱.۴k
- ۲۳ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط