اطلاعیهٔ رسمیِ نجاتِ طنز از انسدادِ ساختاری 😂
اطلاعیهٔ رسمیِ نجاتِ طنز از انسدادِ ساختاری 😂
مردمِ شریف!
اگر امروز بیتفاوت از کنار این صفحه عبور کنید،
فردا ممکن است خیلی دیر شده باشد.
از روزی که گفتید:
«بعداً فالو میکنم...»
طنزها وارد فازِ افتِ تراز شدند.
اول، خندهها سرفه کردند.
بعد، شوخیها تب گرفتند.
کنایهها افتِ فشار کردند.
لطیفهها بیحال گوشهٔ صفحه افتادند.
و نهایتاً همه را با آژیرِ آمبولانس
به بخشِ مراقبتهای ویژهٔ کمدی منتقل کردند! 😂
پزشکِ اورژانس نگاهی به پرونده انداخت و گفت:
«وضعیت بیمار بحرانی است؛
دچار کمبود شدیدِ فالو، لایک و کامنت شده.»
گفتم:
«دکتر! راه نجات چیست؟»
گفت:
«هر فالو، یک آمپولِ امید.
هر لایک، یک سرمِ انرژی.
هر کامنت، یک دستگاهِ اکسیژن.
و هر حمایت، یک شوکِ احیای قلبی!» 🤣
پرستار با صدایی لرزان گفت:
«اگر مردم همین امروز وارد عمل شوند،
امکان بازگشتِ طنز به چرخهٔ حیات وجود دارد...»
رئیس بیمارستان هم در نشست خبری اعلام کرد:
«بودجه داریم.
پزشک داریم.
تخت داریم.
اما چیزی که نداریم،
مخاطبی است که دکمهٔ فالو را با مهندسیِ اراده فشار بدهد!» 😂
در همان لحظه،
یکی از طنزها با صدای ضعیف از زیر ماسک اکسیژن گفت:
«من را... تنها... نگذارید...»
دستگاهها شروع کردند به بوق زدن...
پزشکان دویدند...
پرستاران جمع شدند...
و مسئول اورژانس فقط یک فرمان داد:
«سریع! چند نفر فالو کنند؛
شاید هنوز گشودگی ممکن باشد!» 🤣
پس حمایت کنید، فالو کنید؛
نه از سرِ ترحم،
بلکه برای نجاتِ آخرین سنگرهای خنده.
فالو کنید تا طنزها از آیسییو مرخص شوند،
خندهها به خانههای مردم برگردند،
و تاریخ ننویسد:
«نسلی آمد؛
همهچیز را فهمید؛
اما طنز را با نزدنِ یک دکمه،
در گردابِ جهنمِ بیخنده رها کرد!» 😂
با احترام:
ستادِ مردمیِ احیای طنزهای در حال احتضار
#طنز #طنز_حدی #طنز_معیشتی #فالو #لایک #کامنت #حمایت #خنده_تلخ #کمدی #آیسییو #نجات_طنز #انسداد_ساختاری #تراز_حد #دکترین_حد #بهرام_محمدی #bmlimit
مردمِ شریف!
اگر امروز بیتفاوت از کنار این صفحه عبور کنید،
فردا ممکن است خیلی دیر شده باشد.
از روزی که گفتید:
«بعداً فالو میکنم...»
طنزها وارد فازِ افتِ تراز شدند.
اول، خندهها سرفه کردند.
بعد، شوخیها تب گرفتند.
کنایهها افتِ فشار کردند.
لطیفهها بیحال گوشهٔ صفحه افتادند.
و نهایتاً همه را با آژیرِ آمبولانس
به بخشِ مراقبتهای ویژهٔ کمدی منتقل کردند! 😂
پزشکِ اورژانس نگاهی به پرونده انداخت و گفت:
«وضعیت بیمار بحرانی است؛
دچار کمبود شدیدِ فالو، لایک و کامنت شده.»
گفتم:
«دکتر! راه نجات چیست؟»
گفت:
«هر فالو، یک آمپولِ امید.
هر لایک، یک سرمِ انرژی.
هر کامنت، یک دستگاهِ اکسیژن.
و هر حمایت، یک شوکِ احیای قلبی!» 🤣
پرستار با صدایی لرزان گفت:
«اگر مردم همین امروز وارد عمل شوند،
امکان بازگشتِ طنز به چرخهٔ حیات وجود دارد...»
رئیس بیمارستان هم در نشست خبری اعلام کرد:
«بودجه داریم.
پزشک داریم.
تخت داریم.
اما چیزی که نداریم،
مخاطبی است که دکمهٔ فالو را با مهندسیِ اراده فشار بدهد!» 😂
در همان لحظه،
یکی از طنزها با صدای ضعیف از زیر ماسک اکسیژن گفت:
«من را... تنها... نگذارید...»
دستگاهها شروع کردند به بوق زدن...
پزشکان دویدند...
پرستاران جمع شدند...
و مسئول اورژانس فقط یک فرمان داد:
«سریع! چند نفر فالو کنند؛
شاید هنوز گشودگی ممکن باشد!» 🤣
پس حمایت کنید، فالو کنید؛
نه از سرِ ترحم،
بلکه برای نجاتِ آخرین سنگرهای خنده.
فالو کنید تا طنزها از آیسییو مرخص شوند،
خندهها به خانههای مردم برگردند،
و تاریخ ننویسد:
«نسلی آمد؛
همهچیز را فهمید؛
اما طنز را با نزدنِ یک دکمه،
در گردابِ جهنمِ بیخنده رها کرد!» 😂
با احترام:
ستادِ مردمیِ احیای طنزهای در حال احتضار
#طنز #طنز_حدی #طنز_معیشتی #فالو #لایک #کامنت #حمایت #خنده_تلخ #کمدی #آیسییو #نجات_طنز #انسداد_ساختاری #تراز_حد #دکترین_حد #بهرام_محمدی #bmlimit
- ۳.۶k
- ۰۵ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط