{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پشت فرمون بودم كه يه هو موبايلم زنگ خورد

پشت فرمون بودم كه يه هو موبايلم زنگ خورد
الو؟...الو...؟!
بفرماييد...
چرا جواب نميدين...؟
جواب نمي داد...!!
فقط فوت مي كرد ! ...
گفتم : ...
اگه زشتي يه فوت كن ،
اگه خوشگلي دو تا! ...
دو تا فوت كرد!!
گفتم: ...
اگه اهل قرار گذاشتن نيستي يه فوت كن،
اگه هستي دو تا! ...
بازم دو تا فوت كرد!
فردا ناهار، ساعت دوازده، نايب وزرا،
اگه نه يه فوت،
اگه آره دو فوت! ...
بازم دو تا فوت كرد! ...
فردا صبح در پوست خودم نمي گنجيدم!
همه فكر و ذكرم قرار ناهارم بود!...
با اشتياق دوش گرفتم،
بهترين ادوكلنم رو زدم،
و شيك ترين لباسمو پوشيدم، ...
از خونه كه داشتم مي رفتم بيرون: ...
زنم صدام كرد
عزيزم ناهار مي آي خونه؟
نه عزيزم،
امروز ناهار يه جلسه مهم با هيئت مديره داريم!
زنم گفت: ...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اگه مي خواي،
گردنتو بشكنم يه فوت كن
اگه مي خواي پاتو قلم كنم، دوتا!!!
دیدگاه ها (۵)

از هر دری سخنی - زندگی، میدان ادامه ی راه اشتباه نیست؛ هر گا...

از همتون ممنونم که کمک کردین آزاد شمجبران میکنم

: ﭘﺴﺮﻩ ﺍﺳﻢ ﭘﺮﻭﻓﺎﯾﻠﺶ" Ali Ali Ali Ali Ali "ﺑﻬﺶ ﭘﯿﺎﻡ ﺩﺍﺩﻡ ﺍﺳﻤﺖ...

تقدیم به تمامی دوست جونام تو ویسگون

و ناهارم که خیلی ساده و راحت هنه قلیه جنوبی نه قلیه شمالیفقط...

رمان عشق مافیا پارت 6 از زبان ا/تبردم سمته اتاقم با پاش در ر...

#Criminal love#

رمان عشق مافیا پارت 7از زبان ا/تگفتم : واووو تو آشپزی هم میک...

شاگرد لوس من

رمان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط