{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

منشیش جلومون و گرفت و بهمون گفت که باید وقت قبلی داشته با

منشیش جلومون و گرفت و بهمون گفت که باید وقت قبلی داشته باشیم من گفتم کوک مارو میشناسه و اونم هی میگفت نمیشه که خواهرم عصبی میشه با اون دست های کوچیکش میکوبه رو میز و داد میزنه و میگه می خوام بابا کوک و ببینم......
دیدگاه ها (۸)

اولین باری بود که به کوک بابا می گفت کوک با صدای داد از اتاق...

رئیس این دختر کوچولو بچه ی شماست؟کوک بلند میشه و دست خواهرم ...

منو خواهرم به فرزندی گرفت.....کوک رئیس چندین شرکته که توی کش...

جدیدا ی خواب از کوک دیدم خواب دیدم مامانم با عموم ازدواج کرد...

بچه ها عکس قبلی رو رو پیدا نکردم که مال پارت ها بود به جاش ی...

در چنگ عشق

#مرد_دیوونه_منPart ۲۷کوک دستشو روی دست ته می‌زاره که داشت خف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط