{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو اتوبان داشتم لايي ميكشيدم يه زانتيا اومد كنارم گفت: دا

تو اتوبان داشتم لايي ميكشيدم يه زانتيا اومد كنارم گفت: داري لايي ميكشي؟
گفتم نه دارم واسه عمت عربي ميرقصم.
گفت كنترل نامحسوس ام
بزن بغل شاباشتو بدم!
دیدگاه ها (۸)

من تو خونه سینه خیز حرکت میکنم ........................چون ب...

یادش بخیر قدیماشب که میشد میخوابیدیم

السلام علیک یااباعبدا...

.

همینطوری حوصلم سر رفته بود گفتم یه شعری چیزی بنویسم این در ا...

my love part 63

رومان عشقم مافیا پارت 39 اخر این پارت اخر رومانم ھست از زبان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط