تو اتوبان داشتم لايي ميكشيدم يه زانتيا اومد كنارم گفت: دا
تو اتوبان داشتم لايي ميكشيدم يه زانتيا اومد كنارم گفت: داري لايي ميكشي؟
گفتم نه دارم واسه عمت عربي ميرقصم.
گفت كنترل نامحسوس ام
بزن بغل شاباشتو بدم!
گفتم نه دارم واسه عمت عربي ميرقصم.
گفت كنترل نامحسوس ام
بزن بغل شاباشتو بدم!
- ۲.۵k
- ۱۵ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط