{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پشت هر ثانیه سبز کبود

پشت هر ثانیه سبز کبود
جای سایه ات به سرم خالی بود
دل بی رنگ و رها چه تمنایی داشت
با تو بودن میخواست
و نسیمی غمگین
از فراسوی افقهای خیس
بی تو بودن را باز آورد
از پنجره ی سبز نگاه تا لب بام حیاط
ذهن خود را بردم
تا به خود باز آیم
نفسم بی نفست نیست که نیست
بی نفسهای تو نتوانم زیست
صحن چشمم بی تو به چه ماند؟
صحن بی خاطره ی قلب کبود خالی بود
خالی از عشقی گرم
بی تو باشم؟نتوانم که نشینم آرام
دل ،سوی تو پرواز کنان می آید
کوکب بختی نیست
آسمانم خاموش
باز هم میگیرم من غصه را در آغوش
سایه نور امیدم لای شبهای سیاهم گم شد
و دلم باور کرد مانده تنها و غریب
چه غم انگیز و نجیب
نفسم بی نفست رفت که رفت.
از کانال من در تلگرام بازدید بفرمائید*
https://telegram.me/monlightyy/foad
دیدگاه ها (۱۶)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 6۶جلوتر رفت و کشو رو...

و درین لحظه که دلبه تمنای تو دارد آوازذهن من می خواهد کاغذ ر...

و درین لحظه که دلبه تمنای تو دارد آوازذهن من می خواهد کاغذ ر...

دیروز بیاد تو و آن عشق دل انگیزبر پیکر خود پیرهن سبز نمودمدر...

دیروز بیاد تو و آن عشق دل انگیزبر پیکر خود پیرهن سبز نمودمدر...

...دیروز بیاد تو و آن عشق دل انگیزبر پیکر خود پیرهن سبز نمود...

آسمانا چمنم را بَر و باری برسانخلوتِ سوخته‌ام را به بهاری بر...

دیروز به یاد تو و آن عشق دل انگیز بر پیکر خود پیرهن سبز نمود...

NHدیروز به یاد تو و آن عشق دل انگیز بر پیکر خود پیرهن سبز نم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط