{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#دلتنگی همیشه برای آدم‌ها نیست؛ گاهی برای روزهایی است که

#دلتنگی همیشه برای آدم‌ها نیست؛ گاهی برای روزهایی است که بی‌صدا از کنارمان گذشتند و هیچ‌وقت نفهمیدیم چه گنج بزرگی را زندگی می‌کنیم.
دلم برای روزهایی تنگ شده که بزرگ‌ترین غصه‌ام تمام شدن تعطیلات بود، نه تمام شدن حوصله‌ام از زندگی. برای روزهایی که با یک تکه گچ روی زمین بازی می‌کشیدیم، با یک توپ ساده ساعت‌ها می‌خندیدیم و با کوچک‌ترین هدیه، احساس می‌کردیم خوشبخت‌ترین آدم دنیا هستیم.
کودکی عجب سرزمینی بود؛ جایی که دلخوشی‌ها قیمت نداشتند و لبخندها دلیل نمی‌خواستند. آن روزها نه نگران فردا بودیم، نه از گذشته پشیمان. فقط زندگی می‌کردیم؛ همان‌قدر ساده، همان‌قدر بی‌ادعا.
دلم برای بوی کتاب‌های نو، برای صدای زنگ مدرسه، برای دویدن در حیاط، برای صف صبحگاهی، برای دفترهایی که با ذوق جلد می‌کردیم و مدادهایی که هر روز کوتاه‌تر می‌شدند، تنگ شده است. برای روزهای خوش کودکی ....
گاهی فکر می‌کنم ما بزرگ نشدیم؛ فقط یاد گرفتیم کمتر بخندیم، بیشتر فکر کنیم و بیشتر نگران باشیم. انگار هر سال که به سنمان اضافه شد، چیزی از آرامشمان کم شد. حالا ساعت‌ها دنبال شادی می‌گردیم، در حالی که روزی بدون آنکه دنبالش باشیم، کنارمان زندگی می‌کرد.
دلم برای دوستان قدیمی هم تنگ شده است؛ همان‌هایی که قول می‌دادیم هیچ‌وقت از هم جدا نشویم. هر کداممان راهی را انتخاب کردیم و زندگی آن‌قدر آرام و بی‌صدا بینمان فاصله انداخت که حتی نفهمیدیم آخرین باری که کنار هم خندیدیم، همان آخرین بار بوده است.
چقدر عجیب است؛ آن روزها آرزو داشتیم زودتر بزرگ شویم و حالا بزرگ شده‌ایم، اما تمام آرزویمان این است که فقط برای چند دقیقه، دوباره به همان روزها برگردیم. نه برای تغییر گذشته، فقط برای اینکه یک بار دیگر بی‌دغدغه زندگی کنیم، یک بار دیگر از ته دل بخندیم و یک بار دیگر قدر همان لحظه‌های ساده را بدانیم.
شاید زمان هیچ‌وقت به عقب برنگردد، اما خاطره‌ها هنوز راه خانه را بلدند. گاهی با بوی باران، با صدای یک آهنگ قدیمی، با دیدن یک کوچه یا حتی یک دفتر کهنه، آرام درِ خاطرات را باز می‌کنند و ما را به روزهایی می‌برند که دیگر فقط در قلبمان زندگی می‌کنند.
و شاید معنای واقعی دلتنگی همین باشد؛ اینکه بدانی چیزی برای همیشه از دست رفته، اما هنوز با تمام وجود دوستش داشته باشی. اینکه هر از گاهی چشم‌هایت را ببندی و در سکوت، لبخندی تلخ بزنی؛ برای روزهایی که هرگز تکرار نمی‌شوند، اما تا آخر عمر، زیباترین فصل خاطراتت باقی خواهند ماند...
دیدگاه ها (۰)

Cr7❤️

گاهی...دلم برایت آن قدر تنگ می شودکه حتی نمی توانم اسمش را د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط