{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#چای.می‌نوشیدم

#چای.می‌نوشیدم
یکباره #دلتنگش شدم #بغض.کردم و اشک در چشمانم حلقه زد
همه با تعجب نگاهم کردند!!!
لبخند تلخی زدم و گفتم : چقدر داغ بود...!!
دیدگاه ها (۷)

#مباهله

#شهید.آوینی:آن آستین خالی که با باداین سو و آن سو می‌شودنشان...

باشد قرار و #وعده ما شهر #کاظمین...اینجا برای عرض ادبباب میل...

این روزهـا 😊 با غرورِ بیـشتریسر نماز مےگــویـم:🍀 🌹 "اَشهَدُ ...

مهرو

پارت۶~Goddess ~رمان

زوریه زنت بشم. پارت۳(پارت اخر)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط