{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم تنگ است از این دنیا، چرایش را نمیدانم!

دلم تنگ است از این دنیا، چرایش را نمیدانم!
 من این شعر غم افزا را ، شبی صدبار میخوانم.
چه میخواهم از این دنیا ، از این دنیای افسونگر،
 قسم بر پاکی اشکم، جوابم را نمیدانم! 
بهارزندگانی را، چندین باربوییدم .
کنون با غصه میگویم، زنده بودن را نمیخواهم ...
خداوندااا نمیخواهم. نمیخواهم. نمیخواهم...
دلم تنگ است از این دنیا ، چرایش را نمیدانم !
چرایش را نمیدانم!
چرایش را نمیدانم ...



دیدگاه ها (۴)

غم رسید و دل گرفت و حال هم پشت سرش من شکستم دل شکست و بال هم...

مـرده ام؛ ایـن نفس تـازه ی مـن فـلـسفـه داردروی پـا بـودن ای...

صدای شکستنت را هیچ کس نمی شنود.اینجا آدم هایش ناشنوایند....ا...

تا مُهر تو را بر سر سجاده ببینم،از هر طرفی تیغ جلاداده ببینم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط