{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لمس صدایت...

لمس صدایت...
پناه آغوشت...
دستهای مهربانت...
ضربان عاشقانه قلبت...
نفس های گرمت...
لحن صدای گرمت....
نم چشمانت....
همه و.همه مرا آتش میزند...
نفسم من به نفس های تو زنده ام...
دردت به جانم...فریاد میکشم..عاشقت هستم..تا جان دارم...
دیدگاه ها (۱)

بدون شرح.....دردت تو تنم..

ساکت میشوم...به درون خودم گوش میدهم...صدای قلبت را حفظ کرده ...

کمی از دستهایت را بفرست...بوسه یارانش کنم..من بی تو زندگی کر...

دلم هوای همان بوسه های بی هوایت را کرده. .امانم را بریده این...

لعنتی، تمام آن ساعت‌ها به این فکر می‌کردم که مگر نمی‌گویند م...

رمان زیر نور خاموش سئول... ----پیشانی‌مان هنوز به هم تکیه دا...

تیغ ، روی دستم گذاشتم و کشیدم .دستم سوخت و خون تراوش کرد .با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط