{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از باران

از باران
می خورد بر شانه هایم بی بهانه
باز تنها
تا به کی در اوج غم ها
آسمانم بی ستاره
باز گریه
در سکوت سرد شب ها
قلب عاشق پر ز غوغا
دیدگاه ها (۱)

صدای سکوت در سرسرای قلبم پیچیدهکمی گوش بدهاز تنهایی بی صدا ف...

* کو چنان یاری که داند قدر اهل درد چیست چیست عشق و کیست مرد ...

سکوت بی رحم ِ این روز های اندوهگین نفس ِ شعرم را میان انبوهی...

پارت ۷ راز ستارۀ درخشان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط