یه خاطره طنز

یه خاطره طنز

بچه که بودم رفتم دندون پزشکی وقتی دکتر داشت برام آمپول بی حسی میزد رو عصب پام تاثیر گذاشت هنچین زدم زیر میز و اینا که دکترو میزو همه تشکیلاتش رفتن رو هوا بدبخت دکتره آمپول بی حسی رفت تو دستش بعدش که بلند شد
دست شلو ول اومد جلوم گفت اشکال نداره
دیدگاه ها (۶)

چرا اینطوری شده اومدم تو ویس فقط سه تا از دوستای خوبو صمیمیه...

#tiffany Gayo daejun 2015♥♥♥♥♥

tiffany season greeting 2016★★♥♥حوصلم سررفتههههههههه

واووووو چه زیبا چه طور شده انمیشنی ته یان

ظهور ازدواج )( پارت ۳۱۳ فصل ۳ ): گرسنه اي؟ و دستشو گذاشت رو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط