خبببببببب سناریو داریم از مایکی و ایزانااااا دست بزنید نو
خبببببببب سناریو داریم از مایکی و ایزانااااا دست بزنید نویسنده گشادیش رو کنار گذاشت💃🏼💃🏼💃🏼💃🏼💃🏼
موضوع:اگه ببینن اکس شما میخواد ببوستتون
نسبت:دوست پسر و دوست دختر
نکته:شما باهم زندگی میکنید
این پارت فعلا ایزانا هست به دلیل گشادی نویسنده گلتون
...........................
ایزانا👑:
ویو ا/ت:
صبح که از خواب بیدار شدم دیدم چیز خاصی داخل یخچال نداریم،تصمیم گرفتم با هرچی دارم رو بخورم و الان میخوام برم خرید کنم
آماده شدم و یک ارایش ملیح کردم و اماده شدم که برم بیرون
من:ایزانا من دارم میرم خرید مواد غذایی!!!
ایزانا:باشه ملکه😉(بعضی ها اینجا غش کردن یا نه؟اگر اره زنگ بزنم آمبولانس بیاد😀)
چند دقیقه بعد،بعد از اینکه خرید های ا/ت تموم شد:
خبببببببب خریدم تموم شد وقتی که داشتم بر میگشتم خونه که یوهو یکی دستم رو کشید
ویو ایزانا:
ملکم از وقتی که رفته ۵۰ دقیقه گذشته خیلی طول کشیده...بزار برم ببینم چی شده.
رفتم لباسم رو پوشیدم و کتم رو برداشتم و رفتم و دیدم که...که...اکس ا/ت میخواد ببوستش...اون رعیت(درست نوشتم؟😑😑😑)...رفتم سمتش و به اون مرتیکه یک مشت زدم و ا/ت اومد و پشتم قایم شد(حالا ما تو واقعیت اینجورییم که...ادامه ندم بهتره😑🎀)
من:چطور جرات میکنی به ملکم دست بزنی عوضی؟!!!!(اکلیلی شوید)
..............
اینم از این دیگهه😁🎀به دلیل گشادی بنده حال ادامه دادن ندارم پس بایییی
موضوع:اگه ببینن اکس شما میخواد ببوستتون
نسبت:دوست پسر و دوست دختر
نکته:شما باهم زندگی میکنید
این پارت فعلا ایزانا هست به دلیل گشادی نویسنده گلتون
...........................
ایزانا👑:
ویو ا/ت:
صبح که از خواب بیدار شدم دیدم چیز خاصی داخل یخچال نداریم،تصمیم گرفتم با هرچی دارم رو بخورم و الان میخوام برم خرید کنم
آماده شدم و یک ارایش ملیح کردم و اماده شدم که برم بیرون
من:ایزانا من دارم میرم خرید مواد غذایی!!!
ایزانا:باشه ملکه😉(بعضی ها اینجا غش کردن یا نه؟اگر اره زنگ بزنم آمبولانس بیاد😀)
چند دقیقه بعد،بعد از اینکه خرید های ا/ت تموم شد:
خبببببببب خریدم تموم شد وقتی که داشتم بر میگشتم خونه که یوهو یکی دستم رو کشید
ویو ایزانا:
ملکم از وقتی که رفته ۵۰ دقیقه گذشته خیلی طول کشیده...بزار برم ببینم چی شده.
رفتم لباسم رو پوشیدم و کتم رو برداشتم و رفتم و دیدم که...که...اکس ا/ت میخواد ببوستش...اون رعیت(درست نوشتم؟😑😑😑)...رفتم سمتش و به اون مرتیکه یک مشت زدم و ا/ت اومد و پشتم قایم شد(حالا ما تو واقعیت اینجورییم که...ادامه ندم بهتره😑🎀)
من:چطور جرات میکنی به ملکم دست بزنی عوضی؟!!!!(اکلیلی شوید)
..............
اینم از این دیگهه😁🎀به دلیل گشادی بنده حال ادامه دادن ندارم پس بایییی
- ۲۳۵
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط