{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم : حامیم تورو خدا برگرد من نمیتونم بیام جا شما

گفتم : حامیم تورو خدا برگرد من نمیتونم بیام جا شما
زشته
حامی: ببین نادیا من نمیتونم تورو تنهات بزارم اینجا پیشم بمونی بهتره
چون تو اینجا غریبی ، پیشم باشی بهتره اون ابجیت که استامبوله تو هم اینجا تنهایی حیف تو نیست اخه تنها باشی اون صاحب خونتم که همش سر اجاره باهات دعوا میکنه
من: اخه۰۰
حامی: اخه نداره پیاده شو

پیاده شدیم و وارد ساختمون شدیم یه خونه ای بود که هیچکس نداشت
رفتیم داخل اسانسور حامی زد طبقه 10
انقدر ذوق داشتم که کنار حامیم توی اسانسور تنها بودم😁
رسیدیم در خونشون حامیم در زد و مامان لیلا درو باز کرد
مامان لیلا: سلاااام دختر خوشگل خدا لعنت کنه این دوره زمونه رو که تورو میخواستن ببرنت
بیا تو دخترم
من: زشته اخه ببخشید 😔
مامان لیلا: نههههه چیش بده بیا تو عزیزکم
حامی: نادیا کلید خونتونو بده تا من برم وسایلاتو بیارم
نادیا: نه تو زحمت میوفتی
حامی : نه بده من
(بعد روشو کرد به مامان لیلا و گفت )
مامان لطفا بهش کمک کن
و اینکه نادیا تو اتاق من میخوابه من رو زمین نادیا رو تخت باشه؟
مامان لیلا: باشه پسرم تو برو وسایلاشو بیار
دیدگاه ها (۱)

عاشقم باش Part 53

پارت چهارته: لعنتی تو بچه داری( عصبی داد )یون: نه نههههه من ...

part 70جیهوپ بعد از چند دقیقه رانندگی جلوی در بیمارستان پارک...

وقتی بین پسر و دخترش فرق می‌گذاشت P¹جیهوپ از وقتی جیهو و سو...

پارت ۵۶ جنگل خوشگله۳ اره۶ چرا نمیری دنبال امگات بگردی؟۳ ه......

فیک تهیونگ

فقط یه دوست معمولی پارت2صبح زود که پاشدم یه زنگ به مینا زدم ...

رمان

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.5کانگ وو:ای بابا ....

نیری سو به بهانه بردن گربه به دامپزشکی رفتن خونه ساکورا نا و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط