{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مثل شراب کهنه ی انگور هستی

مثل شراب کهنه ی انگور هستی
با من ولی لج می کنی مغرور هستی
با این که تعریفی ندارد حال و روزم
اما برای دلبری مامور هستی؟!
بچه که بودم مادرم هر روز می گفت
عشقت اگر از در بیاید کور هستی
بیچاره مادر وصله ها را جور می کرد
می گفت تو در دامنم ناجور هستی!
من حسرت افتاده از چشم تو اما
تو ماهی افتاده توی تور هستی
این شانه ها بغض تو را هم می تکانند
سر می گذاری رویشان مجبور هستی
گاهی بیا نزدیکتر نزدیک ....نزدیک..
وقتی در آغوشم نباشی دور هستی
دیدگاه ها (۶)

تا عشق هست ؛ عمر به پایان نمی رسداین قایق شکسته به طوفان نمی...

غم دنیا همه یک سو، غم من در یک سوآنچنانم که غم از دیدن من رف...

قسم به عشق که تنها پناه من بوده ست فقط -به یاد تو بودن- گنا...

نسیمی بافه های گیسوانم را رها کردهخدا با بی قراری سرنوشتم را...

پارت چهاردهم-آتاناسیا د آلفیادو-

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط